افزایش سن ورود به دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی، دارای ایرادات جدی حقوقی، تربیتی و کارشناسی است

حمیدرضا قائمپناه، کارشناس آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، با نقد صریح طرح افزایش سن ورود به دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی گفت: این تصمیم نه بر اساس بررسی علمی و پژوهشی است، نه با مأموریت دانشگاه فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی سازگار است و نه با اصول قانونگذاری مطابقت دارد. بیشتر نتیجه فشارهای اجتماعی و مطالبه احساسی است و برای رفع نیاز یک گروه کوچک، کیفیت تربیت معلم در سراسر کشور را تحتتأثیر قرار میدهد.
وی مجموعهای از نقدهای کارشناسی، تربیتی، حقوقی و تطبیقی بر این تصمیم مطرح کرد.
قائمپناه با تأکید بر اینکه دانشگاههای تربیت معلم یک دانشگاه عادی نیستند، توضیح داد که مأموریت اصلی این دانشگاهها تربیت هویت حرفهای معلم است و این هویت عمدتاً در سالهای جوانی شکل میگیرد، نه در دورههای تثبیتشده زندگی. بازه ۱۸ تا ۲۲ سال، سن طلایی تربیتپذیری، انعطاف شخصیتی و شکلگیری زیست تربیتی است و تغییر آن، عملاً به معنای تغییر ماهیت تربیتمعلم است.
وی افزود که افزایش سن ورود دانشگاه را از یک محیط تربیتمحور به مرکزی برای جذب نیروهای با هویت تثبیتشده تبدیل میکند. تغییری که ماهیتی و هویتی است و در گزارشهای پژوهشی مانند مرکز پژوهشهای مجلس و تحلیلهای کارشناسان دانشگاه فرهنگیان نیز بهعنوان انحرافی جدی از مأموریت اصلی شناسایی شده است.
قائمپناه همچنین یادآور شد که سن، یک متغیر اداری ساده نیست؛ بلکه مؤلفهای تربیتی است. ورود فرد ۲۷ یا ۳۰ ساله با هویت تثبیتشده، انعطاف کمتر و سازگاری فرهنگی پایینتر، حتی بدون پذیرش، فضای دانشگاه و زیست تربیتی آن را تغییر میدهد.
وی با اشاره به برخی ادعاها درباره اهمیت کیفیت به جای سن گفت: سن بخشی از کیفیت تربیت است و نمیتوان آن را از معادله حذف کرد. تربیتپذیری، مشارکت فرهنگی، استعدادیابی حرفهای و شکلگیری هویت معلمی عمدتاً در سنین پایین رخ میدهد و حذف سن، بخشی از کیفیت را حذف میکند.
قائمپناه در واکنش به استناد برخی به دادههای OECD نیز توضیح داد که سن اشتغال معلمان در کشورهای پیشرو هیچ ربطی به سن ورود به تربیتمعلم ندارد و سن ورود دقیقاً در همان بازه پایین و جوان است.
وی همچنین تأکید کرد که صلاحیت تحصیلی یک فرد، الزاماً به معنای صلاحیت تربیتی او نیست. معلمی حرفهای اخلاقی و تربیتی است و اگر هدف جذب نخبگان باشد، مسیرهای اختصاصی قابل طراحی است، اما تغییر ساختار سنی کل کشور برای یک گروه محدود، با اصول سیاستگذاری کارآمد مغایرت دارد.
قائمپناه درباره مسئله مناطق محروم گفت: این دغدغه درست است، اما راهحل افزایش سن ملی نیست. راهحل واقعی شامل سهمیههای منطقهای، مسیرهای اختصاصی یا مشوقهای بومی است و تغییر ساختار سنی برای حل یک مسئله محلی، خطای سیاستی محسوب میشود.
وی یکی از تناقضات موافقان طرح را هم بیان کرد: افراد بالای ۲۳ سال تنها ۱.۶ درصد داوطلبان را تشکیل میدهند، اما ادعا میشود افزایش سن رقابت را بیشتر میکند. این استدلال مبتنی بر هیجان است نه داده.
قائمپناه اضافه کرد که کمبود معلم به ظرفیت دانشگاهها، برنامهریزی منابع انسانی و سیاستهای استخدامی مربوط است و افزایش سن ورود این مشکل را حل نمیکند. همچنین اتصال سن ورود به سن بازنشستگی، استدلالی بیپایه و نادرست است.
وی یادآور شد که پختگی سن بالا نمیتواند جای تربیتپذیری، انعطاف و مشارکت فرهنگی را بگیرد. همچنین افزایش سن ورود موجب پیرشدن بدنه معلمان شده و برخلاف ادعای تنوع سنی، اثر معکوس دارد.
قائمپناه اشاره کرد که مصوبه ۸۹۴ شورایعالی انقلاب فرهنگی سقف سنی را بهعنوان یک اصل تربیتی تثبیت کرده و تغییر آن با این سند مغایرت دارد. تغییر قانون برای ۱.۶ درصد داوطلبان نیز برخلاف سیاستهای کلی قانونگذاری و اصل عام بودن قوانین است.
او تأکید کرد که این تصمیم دانشگاه فرهنگیان را از تربیتمحوری به اشتغالمحوری سوق میدهد و بخشی از شکلگیری آن ناشی از فشارهای اجتماعی و موجسازی شبکههای اجتماعی بوده است؛ روندی که سیستم تصمیمگیری ملی را آسیبپذیر میکند.
قائمپناه افزود که فرایند تصویب این مصوبه نیز اشکالات جدی دارد و مطابق ماده ۲۶ آییننامه داخلی شورایعالی انقلاب فرهنگی، این مصوبه باید پیش از ابلاغ در صحن اصلی شورا مطرح میشد که این کار انجام نشده است.
وی در نهایت یادآور شد که افزایش سن پذیرش با بند ۲-۳ سیاستهای کلی تحول در نظام آموزشوپرورش مبنی بر جذب معلمان کارآمد و دارای شایستگی تربیتی، آموزشی و اخلاقی مغایرت دارد.
قائمپناه جمعبندی کرد که افزایش سن هیچ پشتوانه علمی، تربیتی یا کارشناسی ندارد و برای رفع نیاز یک گروه محدود، کیفیت تربیت معلم در کل کشور را تحتتأثیر قرار میدهد؛ بنابراین باید متوقف شود.
وی راهحلهای جایگزین را چنین برشمرد: پایبندی به سقف سنی ۲۴ سال، توقف سیاستگذاریهای هیجانی، تقویت کانونهای ارزیابی و گزینش، اصلاح مسیر ماده ۲۸ برای جذب علاقهمندان، برنامهریزی منطقهای برای مناطق محروم و توسعه ظرفیت دانشگاه فرهنگیان. آینده آموزشوپرورش با کیفیت تربیت معلم گره خورده و نمیتوان آن را قربانی تصمیمات احساسی کرد. قائمپناه در پایان از رئیسجمهور خواست مطابق وعده خود درباره پایبندی به نظر کارشناسان، از امضا و ابلاغ چنین مصوبه پرچالشی خودداری کند.